شاید باید نفس کشید...

حس که من دارم....

خرابع

Nafas sahra Nafas sahra · Nafas sahra ·

شدم  اون خونه خرابه ای که با نسیم تبدیل به یه تپه از خاک و اجر وکلی چیز شکسته...

از هم پاشیدن

پودر شدن

اسمشو هی چی میخوای  بزار ...

هی  یه جا خراب شد ترک برداشت چسب زدم  ... گره زدم...

دوخت زدم...

ولی امروز  همه چی بهم ریخت... خونه  شده ویرونه...

چطوری انقده همه چی سخت شده...

میدونم باز باید بلند بشم

و بلند میشم..

ما ادما برای ادامه دادن ساخته شدیم

ولی بنا کردن این خرابه ویرانه تورو بیش از بیش تموم میکنه..

تیر ماه ۱۴۰۵

Nafas sahra Nafas sahra · Nafas sahra ·

قبلا میگفتن بزرگ بشی دیگه حتی روز تولدت هم برات یه روز عادی میشه

و امروز به همین نتیجه رسیدم 

حتی با خودم میگفتم کاش کسی یادش نباشه

کاش کیک نگیرن

کادو ندن

افسرده نیستم

فقط دیگه ذوقشو ندارم

فک میکردم اگه صدام کنن  و من با جون و دل برم سمتشون اون ها هم هروقت کم اوردم صداشون کردم اونا هم با جون دل میان سمتم...

اشتباه کردم...

 

من صدمو براشون بزارم اوناهم صد نزارن نصفشو برام میزارن...

 

بازم اشتباه کردم...

 

 

ادما فقط خودشون میبینن...

توسختی کنارشون بودی... خب دستت درد نکنه

تنهاشون نزاشتی... بازم دستت دردنکنه

هرجا بود از خودت گذشتی رفتی سمتش... دمت گرم

 

 

سختته...به اونا چه

حالت بده... به اونا چه

حس مرگ داری... به اونا چه

داری میبری... به اونا چه

نکنه توقع داری عین تو همه چی رو ول کنن بیان سمتت که حالتو خوب کنن...

کور خوندی ... سخت در اشتباهی... مگه تو کی هستی...

رفیق روزای سخت..؟

خب باش... به اونا چه

فقط درس بگیر از زندگی... دیگه برا کسی ندو

دیگه صد نباش براشون...

خوب گفتن برا کسی بمیر که برات تب کنه...

فک کنم باز باید شروع کنی به خط زدن ادمای اطرافت...

یا پاکن بگیر دستت کمرنگشون کن...

داشت یادت میرفت ادم ها بدترین قاتل های دنیان...

هرچی بهت نزدیک تر زخم عمیق تر

 

 

بابالنگ دراز

Nafas sahra Nafas sahra · Nafas sahra ·

جای دنبال شاهزاده  قصه ها و اسب سفیدش باید دنبال بابا لنگ دراز زندگیت باید بگردی

شاهزاده قصه ها بین کلی ادم دورش پرنسس زیبا رو انتخاب میکنه..

اما بابا لنگ دراز...

مهم نیس زیبا باشی یا معمولی

پرنسس باشی یا نه

موهات عادی باشه یا قرمز

کک و مکی باشی یا نه

هرچی باشی ... پشتته ... هواتو داره

موقع سختی ها پیداش میشه 

خلاصه که اره... منکه میگم بابا لنگ دراز زندگیت بهتر از شاهزاده قصه است...

سطحی انتخاب نکنید

سطحی  زندگی نکنید

سطحی نگاه نکنید

وقتی که وارد مرحله های اصلی و سخت زندگی میشی اونجاست که میفهمی انتخابت ،نوع زندگیت و نگاهت  درست نبوده...

اونجاست که میفهمی تنها قدم برداشتن چقدر سخته...

میفهمی چقدر اسیب دیدی ...چقدر شکستی و بازم تو تنهایی

تنهایی خوبه ....

قشنگه....

 اما نه برای  کسی که دست و پاش شکسته اس نه کسی که فلجش کردن 

هم روحی

 هم جسمی

 

 

 

 

 

استرس

Nafas sahra Nafas sahra · Nafas sahra ·

چند وقتیه پر از استرسم

ضعیف شدم

کلی دغدغه و استرس

نیاز دارم کسی کنارم باشه و بهم شجاعت بده...

و من پر از ترسم

پر از گیج بودن

پر از  نفهمیدن

از قضاوت شدن میترسم

دلم برای  ارامش تنگ شده

انسان همینع وقتی چیزی رو داره  بیشتر استرس میگیره...

دلم میخواد وقتی اشتباه میکنم کسی باشه جای ترسوندن شجاعت ادامه دادن رو بهم بده....

دارم یواشکی قرص  میخورم تا از شر این افکار و استرس راحت شم...

جدا  کاش کسی تو زندگیم بود بهم شجاعت میداد

 

 

اره من یه ترسو استرسی ام برای  ادامه...

شجاعت رو یادم رفته انگار...

 

 

 

سفت نگیری باختی..

Nafas sahra Nafas sahra · Nafas sahra ·

انگار سر معامله ان...
جلب توجه و بدن بره...
هرچه زودتر بهتر...
مهم نیس این بچه اشونه‌...
دختره... زندگی زدتش ...
جا اینکه هواشو داشته باشن  زمین زیر پاشم  میگیرن ازش....
اصن بچه اشونه ؟
امکان نداره؟
ادم بچه اش  مثل جونشه ...
مگه جون ادم الکیه...
مگه ادم الکی سر جونش معامله میکنه...
شاید ادما  جونشون مهم نیس  براشون ...

که انقده بچه هاشون بی ارزشن...
هرکی در خونه رو زد  بگن پاشو برو...
انگار یه باریه رو شونه هاشون...

 نمیتونم درکشون کنم... 
وقتی بچه ات  انقده خوبه ، رو پای خودش وایستاده... خرجش خودش میده پس فازت چیه ...
ادما زخمن
فرقی نمیکنه چی باشن

شاید گاهی همون زخم پدر باشه و گاهی باعث رنجیدنت بشه

 

بیشعورهای زندگی

Nafas sahra Nafas sahra · Nafas sahra ·

من یه محجبه ام...

چادر میپوشم..ساق میزنم موهام دیده نمیشه شلوار کوتاه نمیپوشم و...

ولی نه از اون‌محجبه های  حوزوی....

هر رنگی دوست داشته باشم میپوشم... هر مدل لباسی پسند کنم میپوشم... رنگ تیره و روشنش مهم نیس ارایش میکنم  گاهی  زیاد گاهی کم‌..

 

اما وقتی سرکارم  بیشترین دوز  حجابم رو استفاده میکنم...

چون نمیخوام  پوششم به کسی اجازه بده ازخط قرمز ها رو بگذره..

 بعضی ها که غیر محل کار میبینتم  نمیتونن باور کنن من همونم...

ابجی بزرگه میگه محل کارت عین خنگا لباس میپوشی... نکه بد لباس باشما نه اتفاقا لباس فرمم بروزه منظورش اون مغنه بلنده اس که  نصف ابرو هامو میپوشونه و چادری که سفت سخت گرفتمش...

ولی من از این خنگ پوشیدن راضی ام... 

چون ادما بد شدن...

تا یکم رو بدی اذیتت میکنن...

یکی دو روزه معذبم و اذیتم میکنه...

با خودم میگم یعنی حجابم  از این محکم تر کنم یعنی اخلاقمو گند کنم؟  چرا به خودش اجازه داده اینجوری رفتار کنه؟ با اینکه من حتی توی جواب هم بهش نشون دادم علاقه به هم صحبتی باهاش ندارم؟

میدونین ادم بیشعور زیاده....

که تو حتی اگه تمام اصول رو رعایت کنی بازم اون اجازه به خودش اجازه میده عذابت بده...

امروز صبح بعد دو روز  محکم و تند باهاش صحبت کردم...

گاهی تو احترام میزاری بخاطر اشناییت بخاطر اینکه نمیخوای ادم بدی باشی ولی نمیزارن...

بعضی ها یا ادم شناس نیستن یا خودشون خرابن یا بیشعورن...

میخوام بهتون بگم در برابر هر ادمی عین خودش رفتار کن اما به سبک خودت بیشعور باش ولی بیشعور باشخصیت..

نزارین کسی بهتون زخم بزنه اذیتتون کنه  و تو فقط سکوت کنی یه سری ها اگه نمیفهمن تفهیمشون کنید..

ولی..

Nafas sahra Nafas sahra · Nafas sahra ·

شما رو نمیدونم...

ولی من انقده پرم که دیگه نمیدونم از زندگی چی میخوام...

اصن حوصله خودمو دیگران و حتی حوصله زندگی کردن هم ندارم...

 

هفت و نیم

Nafas sahra Nafas sahra · Nafas sahra ·

هفت و نیم

فیلمشو دیدین؟

تنها فیلمیه که با دیدنش زار زدم

چه دردی داره دختر بودن...

هیچکس تورو نمیبینه

صداتو نمیشنوه

تو صرفا هیچی نیستی

کسی تورو برای خودت نمیخواد

انگار بدترین چیز تو دنیا اینه دختر باشی...

گناه نکرده گناهکاری...

نخواسته مجرمی...

به تاراج میبرنت...

تو وسیله ای...

ادمای اشنای شکنجه گر

Nafas sahra Nafas sahra · Nafas sahra ·

وسط یه بغض خفه و کلی نفرت موندم...

شایدم بغضم خفه نیس  و بزرگیشه که داره خفه ام میکنه...

دارم برمیگردم  به روز های پرخاشگری و تحو های عصبی...

با کی بجنگم کسی  که زندگیم بوده...

خیلی وقت بود  خسته نمیشدم ولی الان دوباره خسته شدم از زندگی از حق هایی که صلب میشه...

طفلی نفس ...

کاش یادم بره...

میترسم از منی که متنفر میشه از بقیه...

شایدم باید خطشون زد نه از زندگی بلکه از اولویت هام...

باید خودمو دوست داشته باشم...

اگه بخوام زندگی کنم باید خودمو دوست داشته باشم..

باید یادبگیرم...

مردگی

Nafas sahra Nafas sahra · Nafas sahra ·

یه سری ها هم تو زندگیمونن که از ادم زنده مردگی میخوان

میگن زندگی نکن مردگی کن....

حالا هی بیا  تو بجنگ با سختی تا یکم  سرپا بشی...

مگه میزارن...

باید بمیری...

زندگی نه...

فقط مردگی...

یاد بگیر نفس که بمیری...

 

یعنی ادم بده شدیم؟

Nafas sahra Nafas sahra · Nafas sahra ·

بعد مدت ها که خودمو وقف دیگران کردم  ...

الان بعد این همه آسیب دیدن...

الان که خودمو گذاشتم اولویت خودم...

عذاب وجدان گرفتم...

انگار ادم بده شدم...

چرا واقعا...

چرا باید عمری جوری باشیم که انگار خودمون مهم‌نیستیم...

که الان  با یکم بیشتر دوست داشتن خودمون انقده عذاب بکشیم...

کاش از اول یادمون میدادن خودت رو دوست داشته باش...

اولویت تویی...

فقط خودت توی این دنیا به خودت آسیب نمیزنی...

فقط خودتی که خوب خودتو میخوای....

فقط

و

فقط خودت

 

 

من متوجه شدم...

این ادما هستن که باعث میشن ما بد بشیم یا خوب...

درسته بعضی چیزا ذاتیه و بعضی ها بد هستن ویا بودن... ذاتی یعنی چیزی که بوده و هست...

اما شدن میشه اکتسابی...

و بد شدن  چیزیه که بقیه باعثش میشن...

اینکه دیگه اون ادمی که براش میمردی و  اگه حالش بد بود خودت رو به زمین و زمان میزدی تا خودشو و حالشو درست کنی و الان برات مهم نیس حال بدش.... 

اینکه  دیگه نمیتونی مثل قدیم با مهر نگاش کنی...

به خاطر خودشه..

چون اون از ما این ادم رو  ساخته... راسته که میگن ادما به اندازه اشک هامون از چشامون میوفتن....

و من اینو حس کردم و دیدم...

درسته شاید هنوز دوستش داشته باشیم ولی دیگه برامون مهم نیست...

دیگه اون شخص شماره ۱ زندگی ما نیس... 

و ما دیگه اون ادم احمق ساده نیستیم...

مثل این میمونه هی یه طناب رو ببری و هی گره بزنی... یه دفعه به خودت میای میبینی طناب دیگه پوسیده شده و کوچیک نه جای گره زدن داره نه جای سالم...

دقیقا یه سری ادما قشنگ دوست داشتنی خیلی مهم تو زندگیمون وجود دارن که هی ما رو میشکنن و هی میشکنن و هی اشکمون رو درمیارن....

تهش ما دیگه اون ادم قبلی نیستیم... اونا هم دیگه برا ما اون ادم قشنگ دوست داشتنی خیلی مهم نیستن...

 

میشن یه ادم که ته دلمون دوسش داریم ولی فقط دوسش داریم...

شاید هم از اون ادم زده شدیم...

 

 

زندگی...

Nafas sahra Nafas sahra · Nafas sahra ·

ﺯﻧﺪﮔﯽ." ﮐﻠﺒﻪ ﺩﻧﺠﯽﺳﺖ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻘﺸﻪ ی ﺧﻮﺩ
ﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﻨﺠﺮﻩ
ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ....
ﮔﺎﻩ ﺑﺎ "ﺧﻨﺪﻩ ﻋﺠﯿﻦ ﺍﺳﺖ"
ﻭ ﮔﻬﯽ "ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ"
ﮔﺎﻩ ﺧﺸﮏ ﺍﺳﺖ ﻭ
ﮔﻬﯽ "ﺷﺮشر ﺑﺎﺭﺍﻥ" ﺩﺍﺭﺩ..
"ﺯﻧﺪﮔﯽ"
"ﻣﺮﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺳﺖ"
ﮐﻪ ﺩﺭ "ﺑﺴﺘﺮ ﻣﺮﮒ"
ﺑﻪ "ﺷﻔﺎﺑﺨﺸﯽ" ﯾﮏ
"ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ"..
"زندگی کن"
ﺟﺎﻥِ ﻣﻦ "ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ"
ﺭﻭﻧﻖِ ﻋﻤﺮِ ﺟﻬﺎﻥ
ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺎﺣﯽ "ﮔﺬﺭﺍﺳﺖ"..

کسی چه میداند؟!

Nafas sahra Nafas sahra · Nafas sahra ·

•کـسـی چـه مـی دانــد ؟ !
شاید روزی بیاید که حال من هم خوب شود …
هــوا خـــوب شـــود …
عــشــق خــوب شــود …
و تـــــو …
خــــوب خوب شـــوی !!!
شاید امروز نه ؛
اما من ایمان دارم که سرانجام همه چیز درست خواهد شد…
آری ، روزهای خوب خواهند آمد …

طرح دلقک روی صورت گریون

Nafas sahra Nafas sahra · Nafas sahra ·

شدم دلقکی که هی لبخند ‌میکشه ... 

هی با هر سازی که میزنن میرقصه...

هی رول شادی رو بازی میکنه...

اما

نمیزارن...

 لعنتی انگار شادی الکی هم حرومه ...

شاید باید برم...

نباشم...

شاید...

دست از شکستن من بردارن...

یعنی بمیرم؟